محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4019

تاريخ الطبرى ( فارسي )

شهر افكنده بودند سختتر شده بود و چون به نيم فرسخى تركان رسيدند پياده شد و تصميم گرفت به آنها شبيخون زند ، آنگاه بر نشست و ياران خويش را به صبورى خواند و به سرانجام جان بازان و صبوران و حرمت و غنيمتى كه اگر ظفر يافتند در دنيا دارند ترغيبشان كرد و گفت : « اسبان خويش را پوزه بند بزنيد و بكشيد و چون به اين قوم نزديك شديد برنشينيد و صادقانه حمله بريد و تكبير گوييد و شعارتان « يا محمد » باشد به دنبال فرارى مرويد ، به اسبان پردازيد و آن را پى كنيد كه پى كردن اسبان براى آنها سختتر از شماست ، اندك صبور بهتر از بسيار نوميد ، شما اندك نيستند كه وقتى هفتصد شمشير بر ضد سپاهى به كار افتد آن را بشكند اگر چه مردم آن بسيار باشد . » گويد : پس آنها را بيار است ، كثير دبوسى را بر پهلوى راست نهاد ، يكى از ربيعه را به نام ثابت قطنه بر پهلوى چپ نهاد و چون دو تير رس با آنها فاصله داشتند تكبير گفتند و اين به وقت سحر بود ، تركان بجنبيدند و مسلمانان در اردويشان افتادند و اسبان را پى كردند . تركان ثبات آوردند و مسلمانان پس نشستند و هزيمت شدند و تا پيش مسيب رفتند ، تركان تعقيبشان كردند و دنبالهء اسب مسيب را زدند و كسانى از مسلمانان پياده شدند كه بخترى ، ابو عبد الله مرائى ، و محمد بن قيس غنوى ، و به قولى محمد بن قيس عنبرى و زياد اصفهانى و معاوية بن حجاج و ثابت قطنه از آن جمله بودند . بخترى نبرد كرد تا دست راستش جدا شد و شمشير را به دست چپ گرفت كه آن نيز جدا شد و با دو دست خويش دفاع مىكرد تا كشته شد . محمد بن قيس غنوى يا عنبرى و شبيب بن حجاج طايى نيز كشته شدند . گويد : آنگاه مشركان هزيمت شدند و ثابت قطنه ضربتى به يكى از بزرگانشان زد و او را بكشت . منادى مسيب ندا داد : « آنها را تعقيب كن كه از ترس نمىدانند تعقيبشان مىكنيد يا نه ، سوى قصر رويد و از كالاى آنجا بجز نقدى چيزى برنداريد و كسى را كه توان راه رفتن دارد بر ننشانيد » و نيز مسيب گفت : « هر كه به خاطر ثواب زن يا كودك ناتوانى را بر دارد